«حق تفاوت» و «سرمایه اجتماعی»

سخنرانی در انجمن اسلامی معلمان ایران به مناسبت هفته معلم

بسم‌الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام خدمت حضار محترم، خانم‌ها و آقایان، اساتید و معلمان گرامی، درود به روان پاک بنیانگذاران این تشکل مدنی و تقدیم احترام به پیشکسوتان انجمن و همه معلمان دلسوز ایران‌زمین.

موضوع سخنی که سعی می‌کنم در محدوده زمانی که در اختیار دارم ارائه کنم، چگونگی ارتباط «حق تفاوت» و «سرمایه اجتماعی» است که از طریق آن به‌نوبه خود به سؤالاتی که دبیر محترم انجمن در فرمایشات‌شان مطرح…ادامه مطلب

ضرورت قانون اساسی شهروند‌محور- روزنامه اعتماد

در گفتارهايی از عليرضا بهشتی، احسان شريعتی و علی معظمی

ضرورت قانون  اساسی شهروندمحور

نسرين  مختاری

عدالت از آن دست مفاهيمی است كه در دوره های مختلف، تعاريف متفاوت و حتی متعارضی بر آن حمل شده است. گاه عدالت شامل گروه خاصي از افراد جامعه می شود و گاه همه افراد. اين مفهوم، ريشه های در هم تنيده ای، هم در تاريخ فلسفه و هم در اديان توحيدي دوانده است. قانون، به ويژه قانون اساسی، شاخصه ای قابل توجه از چگونگی تعريف از عدالت و شموليت آن است. برای تحقق هرچه بيشتر عدالت در عصر حاضر، اين سوال مطرح می شود كه در چه شرايطی امكان بازنگری در قانون اساسی وجود دار…ادامه مطلب

سیاست،متعلق به مردم

1-چندسال پیش در یادداشتی تحت عنوان«همه باهم دربرابر همه با من»نوشتید که رهبران جنبش سبز خودشان را همراهان خطاب کردند و از این عام شمول بودن ما قوام بخشی سیستم حاکمیت را توانستیم مشاهده کنیم و همچنین اشاره شد که پیروزی ما در شکست دیگران نیست.آیا این عام شمول بودن با ذات سیاست آن هم در کشوری که برچسب اقتدار گرایی روی خود دارد در تضاد نیست؟

یک وقت شما می­پرسید آیا با ذات سیاست در تضاد است می­گویم خیر در تضاد نیست، اما یک وقت است شما می­پرسید آیا با سیاست­ورزی که در این چهل سال اجرا کردیم در تقابل است؟ بله در تقابل است، منتها دلیل نمی­شود که این تفکر کنار گذاشته شود. اساسا کسانی که این طور وارد عرصه سیاست می­شوند، فرقی نمی­کند در پوزیسون…ادامه مطلب

محفل‌های سیاسی جای احزاب را گرفته‌اند

«مردم همیشه در صحنه» را فقط برای تأیید می‌خواهیم

انتخابات غیرحزبی چه آسیبی به ساختار سیاسی ما زده است؟ آیا آنچه این روزها تحت عنوان انتصابات فامیلی شاهدیم ناشی از فرایند انتخابات فردمحور نیست که مسئولیتی در قبال جامعه و رأی دهندگان برای خود قائل نیست؟ آیا یکی از دلایل انحلال حزب جمهوری اسلامی این نبود که اصولا و اساسا اعضای این حزب برخلاف بنیان گذارانش مانند شهید بهشتی اعتقاد و درک درستی از لزوم کار حزبی نداشتند یا مشکل در عدم تبیین جایگاه واقعی احزاب در ساختار قدرت در قانون اساسی ماست؟ علیرضا بهشتی، عضو هیئت علمی دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس و فرزند شهید بهشتی، در این گفت…ادامه مطلب

اعتماد سیاسی یعنی دروغ ممنوع!/بازگشت به جامعه، رها کردن دائمی سیاست ورزی نیست – روزنامه شرق

*یکی از مؤلفه‌های نظام جمهوری اسلامی همان‌طور که از نامش برمی‌آید، اصل جمهوریت است که با تسامح، بیشترین نماد و نمودش در امر انتخابات دیده می‌شود. آیا جمهوری اسلامی بدون جمهوریت قابل تصور است؟

 

جمهوریت نشانه منشاء اقتدار و بلکه مشروعیت نظام جمهوری اسلامی است. اصرار مسئولان نظام بر این که حتی اگر با نظام و بلکه حتی رهبری موافق نیستید در انتخابات شرکت کنید علتی جز این نمی‌تواند داشته باشد. این که…ادامه مطلب

از «همه با هم» تا «همه با من» – بامداد

انقلاب ايران با حجم عظيمي از اعتماد عمومی به سرانجام نشست، اما در همان سال‌هاي نخست، تغيير روندهايی باعث فرونشستن تدريجی آن شد. اگرچه عمده اين تغيير روندها مورد تاييد صدای غالب بود، اما با وعده‌های پيش از انقلاب سنخيت نداشت. در ميان رهبران انقلاب، درباره ثمره اين خلف وعده‌ها چه فكر ميكردند؟

مقدمتا عرض کنم که یکی از موانع بزرگ در درس‌آموزی از گذشته، خوانش کردارها و گفتارها بدون توجه کافی به زمینه‌ها و بافتارهاست. یعنی اگر بخواهیم به‌جای رویکرد «تاریخ به‌مثابه محکمه»، که بیش‌تر مصرف سیاسی دارد، رویکرد «تاریخ به‌مثابه عبرت» را، که از ابزارهای مورد استفاده در نگرش توسعه‌ای است، انتخاب کنیم، …ادامه مطلب

بی‌مهری به شایستگان حاصل وارونگی در نظام اجتماعی است – ایلنا

در مطالعه جامعه شــناختی هنر دو نگاه به هنرمند وجود دارد هنرمندی که تنها در حوزه
هنر خود همه فن حریف میشــود و سال ها در رشته خود مراتب عالی را طی میکند و در
سوی دیگر هنرمندی قرار دارد که خود را در متن جریانی عمومی قرار داده و دست به کنش
سیاسی، دینی، و اجتماعی میزند. چنین هنرمندی به سبب آنکه اساسا خود را در وضعیتی
دوگانه مییابد، از سوی گروهی خائن و از سوی گروهی دیگر »صدای مردم« نامیده میشود.
شــجریان با ورود به این عرصه های شکاف آفرین، از ســویی عدهای از جمله سیدعلیرضا
…ادامه مطلب

ائتلاف برای عدالت – ماهنامه ایران فردا

اتفاقات دی ماه 96 و آبان‌ماه 98 نه تنها به نظام سیاسی در ایران بلکه حتی به نیروهای سیاسی و مدنی  با خط‌مشی‌های متفاوت  شوک جدی وارد آورد و ضرورت توجه به مسئله عدالت را بیش از گذشته گوشزد کرد. با توجه به این مهم:

–   در صورتی که با این گزاره موافقید که “گفتمان عدالت‌طلب از اواسط دهه هفتاد و با شروع جنبش اصلاحات تضعیف شد” به نظر شما علت چه بود؟ چرا بسیاری از نیروها و شخصیت‌های چپ‌ و عدالت خواه از اواسط دهه 1370 گفتمان عدالت‌طلبانه را به فراموشی سپردند و به‌سرعت لیبرالیزه شدند؟

…ادامه مطلب

ساختار چیست و اصلاح ساختار کدام است؟ کارگزاران در تله‌ی ساختارها

دعوت به “اصلاحات ساختاری” به تدریج ادبیات رایج در میان فعالان سیاسی ، اجتماعی و مدنی شده است. به نظر می‌رسد گاهی این عبارت بدون توجه به مفهوم واقعی و الزامات اصلاحات ساختاری  به کار برده می‌شود. در این میزگرد با حضور دکتر علیرضا بهشتی، دکتر علی دینی ترکمانی و دکتر سعید مدنی تلاش می‌شود مفهوم و الزامات “ساختار” و “اصلاح ساختار” مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد.  بخش دوم این میزگرد را در ادامه می‌خوانید.…ادامه مطلب

ساختار چیست؟ اصلاح ساختار کدام است؟

میزگردی با حضور  علیرضا بهشتی، علی دینی ترکمانی و سعید مدنی

سعید مدنی: اجازه دهید مقدمتا بحث را با اشاره به این نکته شروع کنیم که در اظهارنظرها نسبت به مسائل ایران عموماً به  ساختاری بودن مشکلات اشاره می‌شود و قائلین به این نظر، راه‌حل برون‌رفت از بحران‌های موجود را اصلاح ساختار عنوان می‌کنند؛ اما در بین کسانی که چنین توصیه‌ای را مطرح می‌کنند دیدگاه‌های متنوعی وجود دارد و بعضاً این‌طور استنباط می‌شود که ساختار و اصلاح ساختار از دید افراد مختلف، مفاهیم بسیار متفاوتی دارد. در مواردی حتی به نظر می‌رسد توصیه اصلاح ساختار با مشی سیاسی اقتصادی پیشنهاددهندگان مناسبتی ندارد. گفته شده ساخت  یعنی شبکه‌ای از عناصر که باهم در ارتباط متقابل هستند و یک کل واحد را تشکیل می‌دهند. تحلیل ساختاری هم به معنای توضیح این مجموعه مناسبات و روابط درون آن …ادامه مطلب

توسعه آمرانه هیچ وقت به جایی نمی رسد، چه در زمان شاه چه در جمهوری اسلامی

میهن دوستى(patriotism) یک حس غریزى در عموم انسان هاست که در هر دوره تاریخ و هر محدوده جغرافیایی وجود داشته و تنها مختص ایران نیست؛ اما قطعاً از زمان تا زمان دیگر یا موقعیت‌های جغرافیایی مختلف شباهت ­ها و تفاوت­ هایی دارد. میهن دوستی ایرانیان در سده‌های اخیر با سایر کشورها چه شباهت ها و وجوه افتراقی داشته است؟ در آموزش ­های رسمی ما، همواره ایران و ایرانی متفاوت از جهان پیرامونی تعریف شده است. این آموزه چقدر با واقعیت‌ها منطبق است؟

…ادامه مطلب

سیاست، عرصه «همه با هم» و نه «همه با من» است

سید علیرضا حسینی بهشتی

دستاوردها و نقایص کشورداری معمولا نشأت‌گرفته از سیاست‌های بهنگام یا نابهنگام مسئولان است؛ سیاست‌هایی که می‌تواند در بزنگاه‌های خاص کشور و مردم را از حیث توسعه سیاسی و اقتصادی در جایگاه ویژه‌ای قرار دهد یا بحرانی لاینحل ایجاد کند. پس از گذشت چهاردهه از انقلاب اسلامی شکل سیاست‌ورزی مسئولان را مبتنی بر کدام یک از حالات مذکور می‌دانید؟

…ادامه مطلب

قانون اساسی شهروندمحور تنها راه نجات ایران – ماهنامه سیاسی، اجتماعی فصل حق ملت

علیرضا بهشتی، فرزند آیت­الله شهید دکتر بهشتی یکی از مهمترین بنیان­گذاران جمهوری اسلامی و به ویژه قانون اساسی برآمده از انقلاب، هیچ تجربه حکومتی و دولتی ندارد. دستش در کار اداره کشور نبوده، اما در برخی مواقع آن قدری به مراکز اصلی نزدیک بوده و از ابتدای انقلاب ناظری با اطلاع از اوضاع و احوال بوده که در موقعیتی کم­نظیر برای داوری است. پیش از همه اینها اما او استاد برجسته فلسفه سیاسی دانشگاه تربیت مدرس است. او دموکراسی­خواهی است عدالت طلب ومتعهد به آرمان­های اولیه انقلاب.  بهشتی مدرک دکتری فلسفه خود را در سال 1376 از دانشگاه هال انگلستان دریافت کرده است. چندین جلد تالیف و ده­ها مقاله پژوهشی تاکنون از او به زبان­های فارسی، انگلیسی و عربی در نشریات تخصصی منتشر شده است.

…ادامه مطلب

پیوندهای افقی در جامعه مدنی باید گسترش پیدا کند- ایرنا/بخش 5- پایانی

سیدعلیرضا حسینی‌بهشتی

تهران-ایرنا- سید علیرضا بهشتی می گوید : برای اینکه تغییر پایداری به وجود بیاید باید در جامعه مدنی نگاه به بالا برداشته شود و پیوندهای افقی گسترش پیدا کند. در تغییرات دو عامل ساختار و رفتار از یکدیگر جدا نیستند و برای تغییر باید به هر دو توجه کرد.

در بخش‌های اول، دوم، سوم و چهارم گفت‌وگوی تفصیلی ایرنا با حسینی‌بهشتی، به ابعاد مختلف بحث عدالت و عدالت‌خواهی پرداخته شد.

…ادامه مطلب

همه چیز برای توسعه انسان است-ایرنا/ بخش۴

سیدعلیرضا حسینی‌بهشتی

تهران- ایرنا- سید علیرضا بهشتی استاد علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس معتقداست: مهم‌ترین مسئله‌ توسعه انسانی این است که انسان در کانون آن قرار می‌گیرد. انسان، هدف توسعه قرار می‌گیرد، نه ابزار توسعه. این مهم‌ترین تحولی است که شکل می‌گیرد. همه چیز برای توسعه انسان است، برای رشد انسان است.

…ادامه مطلب

واقع‌گرایی، تسلیم شدن به وضع موجود است-ایرنا/بخش 3

سیدعلیرضا حسینی‌بهشتی

تهران-ایرنا- سید علیرضا حسینی استاد علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس می گوید: باید واقع‌بین باشیم اما واقع‌گرا نه! در نظام کنونی جهان واقع‌گرایی به معنای تسلیم شدن به وضع موجود است و باید به دنبال نوعی آرمانگرایی واقع‌بینانه باشیم.

در بخش نخست و دوم مصاحبه ایرنا با عضو هیأت علمی علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس راجع به عدالت صحبت‌های مطرح شد.
…ادامه مطلب

برخی افشاگری ها ضد عدالت است -ایرنا/بخش 2

سیدعلیرضا حسینی‌بهشتی

تهران-ایرنا- عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس می گوید: گاهی برخی عدالت خواهی‌ها، ضد عدالت و غیر عادلانه است. مثلا افشاگری‌ها درباره این یا آن، از کجا آورده‌ای درباره این یا آن از این جمله است. اولین قدم درباره عدالت، انصاف است.
…ادامه مطلب

آزادی بر عدالت مقدم است، اما مجبور به انتخاب بین آزادی یا عدالت نیستیم -ایرنا/بخش 1

سیدعلیرضا حسینی‌بهشتی

تهران- ایرنا- عضو هیأت علمی علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس می گوید: برای اینکه به نظریه مشخصی از عدالت برسیم که مبنای عمل قرار بگیرد نیاز به فضای آزادی است که درباره عدالت گفت‌وگو شود. از این منظر آزادی بر عدالت مقدم است هر چند ما ناچار به انتخاب بین آزادی یا عدالت نیستیم.

یکی از مباحث مهمی که در علوم سیاسی مطرح شده است دوگانه آزادی و عدالت است. بسیاری از مکاتب سیاسی بر اساس نظر و پیشنهاد خود درباره این دو مفهوم به وجود آمده‌اند و تقدم و تأخر به آزادی یا عدالت آبشخور اختلاف‌های …ادامه مطلب

اندیشه مهجور شهید بهشتی-نشریه حریم امام

مهم ترین و برجسته ترین ویژگی های تربیتی شهید بهشتی چه بود؟

زندگی شهید بهشتی آئینه تمام نمای تعبیر بلندی است که از مفهوم انسان دارد و آن این که انسان موجودی است در حال شدن، که همواره در معرض انتخاب گری بر سر دوراهی ها و چندراهه هاست، و این که هر انتخاب او مسئولیتی برای او به وجود می آورد. بهشتی در طول حیات به نسبت کوتاه خود (۵۳ سال) هیچگاه از خودسازی دست نکشید. چه از طریق گفتگوی انتقادی با دیگران و چه از طریق انتقاد از خود، نقاط ضعف خود را در می یافت …ادامه مطلب

«حزب سياسی» بهتر از «باند مافيايی» است-آرمان امروز

سیدعلیرضا حسینی‌بهشتی

آرمان- احسان انصاری: «رابطه جریان‌های سیاسی با مردم کم شده است». «نوع زندگی مسئولان سبب شده که درک مناسبی از مشکلات مردم نداشته باشند». «یک حزب سیاسی بهتر از یک باند مافیایی است». «مسئولان در درک تحولات اجتماعی و سیاسی و تصمیم‌گیری مناسب درباره آنها از مردم عقب‌تر هستند». این جملات کلید واژه‌های مهم گفت وگوی «آرمان» با دکتر علیرضا بهشتی استاد علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس تهران و 

…ادامه مطلب

پدر نگران اعدام هویدا بود – نسیم بیداری

به استناد تاریخ انقلاب و راویان آن، فرجام عمر خدمات قضائی شیخ صادق خلخالی در دادگاه های انقلاب و مبارزه با مواد مخدر به اعمال فشار و نظارت شدید شهید آیت الله دکتر بهشتی به عنوان یک عنصر معتدل در میان مبارزین برجسته نهضت، بستگی داشت. به همین خاطر، برای واکاوی ارتباط میان این دو شاگرد ارشد مکتب امام، به سراغ خلف آزاده ایشان، دکتر سید علیرضا حسینی بهشتی رفتیم. او که چندی است با آگاهی از نیاز بیش از پیش جامعه ما با

…ادامه مطلب

شهید بهشتی، همه عمر معلم بود-روزنامه خراسان رضوی

نام خانوادگی شان با ریشه های انقلاب اسلامی پیوندی ناگسستنی دارد. فرزندان بزرگ‎مردی هستند که بی تردید یکی از ستون های انقلاب اسلامی بود. از وی خطابه ها و جملات فراوانی به یادگار مانده که بیانگر افکار و عقاید استوارش است ولی بیش از همه با تعبیری در یاد مردم زنده است که بر آزادمردی تاکید دارد: بهشت را به بها می دهند نه بهانه. شهید بهشتی، گام های بلند و بزرگی را برای تشکیل و تداوم انقلاب اسلامی برداشت و تمام‌قد پشت آرمان های امام(ره) و انقلاب ایستاد. کسی که پنج دهه از عمر پرفراز و نشیب خود را صرف امور مختلف علمی،

…ادامه مطلب

مسوولان‌كاربلد نيستند كاربلدها مسوول نيستند- روزنامه اعتماد

 

پدرش معمار انقلاب و از چهره‌های تاثيرگذار نظام بود كه در انفجار حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسيد. با وجود آقازاده بودن و برخلاف شرايطی كه امروز برخی آقازاده‌ها دارند، هيچگاه از موقعيت خود سوءاستفاده نكرد و جز در مقطعی كوتاه به صورت پررنگ وارد عرصه سياسی نشد و در خانه‌موزه شهيد بهشتی مشغول كار فرهنگی است. برای خبرنگاران انتظار برای آغاز مصاحبه و حضور مصاحبه شونده امری طبيعی است اما عليرضا بهشتی از معدود سياسيون فرهنگی است كه بسيار وقت‌شناس است. سوالات را به دقت گوش و با آرامش پاسخ می دهد. هرزمان كه می خواهد اسم شهيد بهشتی را بر زبان جاری كند، بغضی خفيف در پس صدايش نهفته است؛ به همين دليل صدای خود را پايين می آورد تا بغضش مشخص نشود. وقتی از او سوال شد كه چرا با وجود آقازادگی و پتانسيلی كه داشت وارد عرصه سياسی نشد، خنده بلندی كرد و پاسخ سوال را با تعريف خاطره‌ای داد.

…ادامه مطلب

همه پرسی، یکی از راه های خروج از بن بست-مصاحبه با مجله پیام ابراهیم

در روز دوازدهم فروردین‌ماه سال 1358 رفراندوم حکومت جمهوری اسلامی برگزار شد. به نظر شما در آن زمان، یعنی پنجاه روز پس از پیروزی انقلاب درک درستی از ماهیت حکومت تازه وجود داشت یا نیاز بود مبانی حکومت جمهوری اسلامی بیشتر برای مردم تئوریزه و شرح داده شود؟

اگر منظورتان توده‌ مردم باشد، واقعیت این است که دانسته های آنها در این زمینه به آنچه طی دو سال در سخنرانی ها و مصاحبه های امام خمینی و دیگر چهره های نهضت اسلامی شنیده …ادامه مطلب

توسعه کشور از كانال جامعه مدني می‌گذرد – روزنامه آرمان

آرمان- احسان انصاري: موانع مهم آزادي سياسي در ايران چيست؟ چرا اغلب كانديداهاي رياست‌جمهوري در مبارزات انتخاباتي از شعار آزادي سياسي استفاده مي‌كنند اما در عمل موفق نمي‌شوند سياست‌هاي خود را در اين زمينه اجرا كنند؟آيا موانع آزادي سياسي را بايد در جامعه مدني جستجو كرد يا در ساختار قدرت؟ براي پاسخ به اين سوالات با دكتر عليرضا بهشتي فرزند شهيد بهشتي و استاد برجسته علوم سياسي دانشگاه تربيت مدرس گفت‌وگو كرديم. دكتر بهشتي به«آرمان» می‌گوید: « جامعه مدني از زماني با تنگنا و محدوديت مواجه شده كه حكومت مدرن تشكيل شده است. پيش از تشكيل حكومت مدرن در ايران حكومت‌ها كمتر به دنبال اعمال قدرت در جامعه مدني بودند و بيشتر به مسائلي مانند گرفتن ماليات، حفظ نظم عمومي و مراوده با كشورهاي خارجي مي‌پرداختند. با اين وجود پس از تشكيل دولت مدرن همه نگاه‌ها در جامعه مدني به سمت دولت دوخته شده و در مقابل دولت نيز نگاه فراخ و گسترده‌اي به جامعه مدني نداشته و بيشتر تمايل به كنترل جامعه مدني داشته است. بدون شك اگر قرار باشد كشور به سمت توسعه سياسي حركت كند بايد از كانال جامعه مدني، تقويت احزاب و مطبوعات اين اتفاق رخ بدهد. البته اين اتفاق به راحتي صورت نمي‌پذيرد و نيازمند پرداخت هزينه‌هاي مختلفي در زمينه‌هاي گوناگون است.درادامه متن گفت‌وگوی«آرمان» با دکتر علیرضا بهشتی را مي‌خوانيد:

مهم‌ترين چالش‌هاي آزادي سياسي پس از انقلاب اسلامي در ايران چه بود؟ مفهوم آزادي به چه شكلي در جمهوري اسلامي تفسير شد؟آيا آزادي مستتر در شعارهاي انقلاب اسلامي به واقعيت نزديك شد؟

پس از انقلاب اسلامي، آزادي سياسي در ايران مراحل مختلفي را طي كرد. در دو سال ابتدايي انقلاب اسلامي جامعه ايران آزادي زيادي را در زمينه سياسي، اجتماعي و فرهنگي تجربه كرد. شايد در هيچ برهه از تاريخ به اندازه دو سال ابتدايي انقلاب اسلامي آزادي سياسي در ايران وجود نداشته است. در دو سال ابتدايي انقلاب مطبوعات در آزادي كامل به سر مي‌بردند، احزاب از وضعيت خوبي برخودار بودند و گروه‌هاي سياسي به راحتي به فعاليت سياسي مي‌پرداختند. پس از اتفاقات سال1360 و ورود برخي از گروه‌هاي سياسي به فاز مبارزه مسلحانه ، اتفاقات دیگری در فضاي اجتماعي و سياسي ايران رخ داد. پس از سال‌هاي ابتدايي دهه 60 نيز كشور به صورت ناخواسته وارد جنگي شد كه در نهايت هشت سال به طول انجاميد. با اين وجود در سال‌هاي جنگ نيز آزادي سياسي تاحدودي مورد توجه احزاب و گروه‌هاي سياسي قرار داشت و برخي از اهداف اوليه انقلاب در اين زمينه مورد توجه قرار گرفته بود. در علم سياست هيچ نظريه ای وجود ندارد كه براي مساله آزادي هيچ گونه مرز و محدوديتي در نظر نگيرد و آن را نامحدود تفسير كند. در نتيجه اغلب مكاتب فلسفي و سياسي به دنبال مشخص كردن حدود و مرزبندي‌هاي آزادي سياسي و اجتماعي در جوامع مختلف هستند. اغلب حكومت‌ها نيز براي خود حدود آزادي را مشخص مي‌كنند و به اين وسيله مرز بين «خودي ها» و «ناخودي ها» را مشخص مي‌كنند. بايد تلاش کرد دايره اجماع ملي گسترده‌تر شود و تمام طيف‌هاي سياسي و فكري را زير چتر خود قرار دهد. از نظر حقوقي يكي از مهم‌ترين بخش‌هاي قانون اساسي جمهوري اسلامي به حقوق ملت و جنبه‌هاي مختلف آن تعلق دارد. با اين وجود اين بخش مورد کم‌توجهي دولت‌ها قرار گرفته و كمتر به آن پرداخته شده است. به صورت طبيعي دولت‌ها تمايلي به گسترش زیاد حقوق ملت و آزادي‌هاي سياسي و اجتماعي مردم ندارند. دليل اين مساله نيز اين است كه آزادي بيشتر سبب دردسر بيشتر مي‌شود و اين مساله به جامعه ايران اختصاص ندارد و شامل حال همه جوامع در كشورهاي مختلف جهان مي‌شود. با اين وجود در گذشته فعاليت‌هاي مدني و سياسي در برخي از جوامع سبب آزادي‌هاي بيشتر مردم و بزرگ‌تر شدن دايره آزادي‌هاي مدني و سياسي مردم آن جوامع شده است. برخي از جوامع حتي پا را هم از اين فراتر گذاشته و براي به دست آوردن آزادي‌هاي سياسي بيشتر اقدام کردند كه در اين راه خون‌هاي بسياري به زمين ريخته شده است. از سوي ديگر برخي از كشورهاي مستعمره براي به دست آوردن آزادي برعليه قدرت سلطه‌گر قيام كرده‌اند و به آزادي مطلوب خود دست پيدا كرده‌اند. در ايران جامعه مدني بايد به صورت مستمر بخش مربوط به حقوق ملت را مورد مطالبه خود قرار مي‌داد. اين در حالي است كه برخي از بخش‌هاي قانون اساسي در اين زمينه به اندازه‌اي صريح و روشن است كه حتي مردم عادي نيز از اجراي صحيح يا ناصحيح آن مطلع مي‌شوند. با اين وجود در برخي از مجالس گذشته ايران قوانيني تصويب شد كه دايره آزادي را به مرور زمان تنگ‌كرد. به صورت طبيعي بايد به سمت توجه به جامعه مدني و آزادي سياسي حركت مي‌كرد. اما در واقعيت چنين اتفاقي کامل رخ نداد.

چرا جامعه مدني در ايران هيچ گاه به معناي واقعي خود شكل نگرفته است؟آيا اين مساله ريشه در ساختار دارد يا اينكه به فقدان فرهنگ مشاركتي در ايران مربوط مي‌شود؟

جامعه مدني در ايران سابقه داشته و در گذشته تجربه شده است. با اين وجود جامعه مدني از زماني با تنگنا مواجه شده كه حكومت مدرن تشكيل شده است. پيش از تشكيل حكومت مدرن كمتر به دنبال اعمال قدرت در جامعه مدني بودند و بيشتر به مسائلي مانند گرفتن ماليات، حفظ نظم عمومي و مراوده با كشورهاي خارجي مي‌پرداختند. با اين وجود پس از تشكيل دولت مدرن همه نگاه‌ها در جامعه مدني به سمت دولت دوخته شده و در مقابل دولت نيز نگاه فراخ و گسترده‌اي به جامعه مدني نداشته و بيشتر تمايل به كنترل جامعه مدني داشته است. بدون شك اگر قرار باشد كشور به سمت توسعه سياسي حركت كند بايد از كانال جامعه مدني، تقويت احزاب و مطبوعات اين اتفاق رخ بدهد. البته اين اتفاق به راحتي صورت نمي‌پذيرد.

يكي از شعارهاي هميشگي كانديداهاي رياست‌جمهوري در ايران تلاش براي آزادي‌های بیشتر است. روساي جمهور منتخب به چه موانعي در این مسير برخورد مي‌كنند كه موفقيت قابل توجهي به دست نمي‌آوردند؟

دليل اين مساله كه دولت‌ها نمي‌توانند در عمل به شعار آزادي سياسي یه طور کامل عمل كنند اين است كه سياست‌هاي دولت‌ها در اين زمينه با برخي از بخش‌هاي ديگر قدرت همخواني ندارد و در نتيجه يك هم پوشاني مناسب در اين زمينه به وجود نمي‌آيد. البته اين وضعيت در همه دولت‌ها يكسان نيست و همواره در نوسان بوده است. در برخي از دولت‌ها اين وضعيت به صورت حداكثري دنبال شده و در مقابل دربرخي از دولت‌ها حالت حداقلي به خود گرفته است. پس از انقلاب اسلامي برخي از دولت‌ها با دغدغه فضاي باز سياسي روي كار آمدند و تلاش كردند در اين زمينه اقدامات زيربنايي انجام بدهند كه در عمل با موانع مهمي روبه رو شدند و نتوانستند سياست‌هاي خود را دقیق اجرا كنند. در اغلب جوامع آزادي سياسي جزئي از دغدغه‌هاي اوليه دولت نيست و دولت‌ها حاضر نيستند براي ايجاد فضاي باز سياسي هزينه‌هاي بزرگي بپردازند. به عنوان مثال در دولت آقاي احمدي‌نژاد سازمان برنامه و بودجه منحل شد و اتفاقا دولت نيز از اين اتفاق خوشحال بود. دليل اين خوشحالي نيز اين بود كه دست دولت براي اجراي سياست‌هاي خود باز شده و هيچ نهادي نمي‌تواند در مسير حركت دولت مانع تراشي و سنگ اندازي كند. در نتيجه دولت احمدي‌نژاد بدون اينكه خود را موظف به پاسخگويي به نهاد نظارتي خاصي بداند سياست‌هاي خود را به هر شكل كه تمايل داشت عملياتي مي‌كرد. از سوي ديگر انتخابات در ايران از معيارهاي توسعه سياسي فاصله دارد. اغلب شعارهايي كه در مبارزات انتخاباتي از سوي كانديداها عنوان مي‌شود تنها براي يك مقطع مشخص قبل از انتخابات است و هيچ گونه پشتوانه منطقي وبرنامه‌ريزي شده ندارد. نكته ديگر اينكه مردم هيچ گونه ابزار و امكانات براي مطالبه‌گري از منتخبان خود در اختيار ندارند و به همين دليل پس از انتخابات بين افرادي كه انتخاب مي‌شوند و انتخاب‌كنندگان فاصله مي‌افتد. اين در حالي است كه در برخي از مقاطع تاريخي در ايران حتي رسانه‌ها نيز امكان مطالبه‌گري و درخواست از نمايندگان خود را نداشتند و در صورتي كه به مطالبه‌گري مي‌پرداختند با واكنش مواجه مي‌شدند. به همين دليل منتخبان مردم درحد انتظار در معرض پاسخگويي به مردم قرار نمي‌گيرند.

نام جامعه مدني در ايران به صورت ناخودآگاه با نام گروه‌هاي فشار گره خورده است. اين مساله از مشروطيت تاكنون در فضاي سياسي وجود داشته. براي مهار گروه‌هاي فشار چه راه‌حل‌هايی وجود دارد؟

وظيفه مقابله با گروه‌هاي فشار در مرحله نخست برعهده كساني است كه حافظ امنيت جامعه هستند. درنتيجه اين نهادها بايد با گروه‌هاي فشار برخورد جدي انجام دهند تا تاثيرگذاري آن در فضاي سياسي كمتر شود يا از بين برود. با اين وجود جامعه همواره براي رسيدن به اهداف خود راه‌هاي فرعي را پيدا كرده و از ابزارهاي قانونی لازم در اين زمينه استفاده كرده است. به عنوان مثال در انتخابات هفتم اسفند كه جريان اصلاحات با موانع متعددي و از جمله ردصلاحيت‌هاي گسترده مواجه شده بود شايد كمتر كسي فكر مي‌كرد كه فضاي مجازي بتواند خلأ ابزارهاي لازم و تاثيرگذار تبليغاتي را براي جريان اصلاحات پر كند. با اين وجود اتفاقي كه در هفتم اسفند افتاد اين بود كه مردم به جاي اينكه به تبليغات رسمي توجه كنند تمام تمركز خود را به شبكه‌هاي مجازي معطوف كردند و شخصيت‌هاي تاثيرگذار جريان اصلاحات نيز از اين طريق موفق شدند پيام خود را به مردم منتقل كنند.گروه‌هاي فشار همواره يك عارضه نامبارك بوده و همواره در فضاي سياسي ايران تاثير منفي گذاشته‌اند. در صورتي كه در برخورد با گروه‌های فشار، اجماع کاملی وجود نداشته باشد، اين موضوع نیازمند انسجام در برخورد با این قانون گریزان است.

دولت اصلاحات دولتی بود كه با شعار آزادي سياسي روي كار آمد. با اين وجود از دل دولتي كه این شعار را مي‌داد پوپوليسم احمدي‌نژاد سر درآورد. چرا فضاي نسبتا باز سياسي در دولت اصلاحات منجر به روي كار آمدن احمدي‌نژاد شد؟

من اين مساله را قبول ندارم كه فضاي باز سياسي دولت اصلاحات سبب روي كار آمدن محمود احمدي‌نژاد شد. به نظر من اتفاقا احمدي‌نژاد زماني موفق شد به رياست‌جمهوري برسد كه عرصه بر دولت اصلاحات تنگ شده بود و فضاي باز سياسي جاي خود را به فضاي محدود داده بود. در نتيجه احمدي‌نژاد مولود فضاي محدود سياسي است و نه فضاي باز سياسي. ظهور احمدي‌نژاد در ايران به دليل ضعف‌هاي بنيادين در فرهنگ سياسي جامعه و ضعف‌ها و نقصان‌هايي بود كه دولت اصلاحات در سال‌هاي آخر خود در زمينه معيشت و اقتصادي از خود نشان داد. يكي از ضعف‌هاي اساسي دولت اصلاحات اين بود كه تا حدود زيادي از توده‌هاي مردم فاصله گرفت و بيشتر وقت و انرژي خود را صرف مسائل مدني و سياسي كرد. شايد اگر دولت اصلاحات موفق مي‌شد از نظر اقتصادي توده‌هاي مردم را راضي نگه دارد، مردم هيچ گاه از فردي مانند محمود احمدي‌نژاد در انتخابات رياست‌جمهوري سال84 حمايت نمي‌كردند. حضرت امام (ره) بارها در سخنراني‌هاي خود عنوان كردند: « ولي نعمت همه ما مردم هستند». متاسفانه برخی دولت‌ها در ايران اين مساله را فراموش می‌کنند كه تمام سياست‌هاي دولت بايد در جهت برطرف كردن دغدغه‌هاي مردم و شهروندان باشد و مسائل ديگر بايد در اولويت‌هاي بعدي قرار بگيرد.

وحدت حول محور چهره‌ها شکننده است – روزنامه آرمان

عکس: حجت‌ سپهوند
آرمان – مطهره شفیعی: فرهنگ ایرانی متاثر از چیست؟ رفتار دولتمردان تا چه اندازه بر شکل‌گیری فرهنگ جامعه تاثیر دارد؟ اینها سوالاتی بود که از علیرضا بهشتی پرسیده شد. او معتقد است فراهم شدن فضای گفت‌وگو در جامعه بسیاری از مشکلات را حل خواهد کرد و تاکید داشت که فرهنگ نقد باید در ایران حاکم شود بدین معنا که مسیر به سمتی نرود که فضای گفت‌وگو به‌خاطر نقدی بسته شود. او دولت را در ترویج گفتمان گفت‌وگو تنها یک مسئول می‌داند و معتقد است همه باید برای شکل‌گیری این فضا تلاش کنند. فرزند شهید بهشتی به مساله انتخابات ریاست‌جمهوری هم اشاره داشت و گفت که وحدت حول محور چهره‌ها پایدار نیست. متن گفت‌وگوی علیرضا بهشتی با «آرمان» را در ادامه می‌خوانید:

  عده‌ای بر این اعتقادند که فضای فرهنگی کشور بعد از 24 خرداد 92 یعنی پس از انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم دچار تغییرات محسوسی در میان شهروندان شده است بدین معنا که آنها کمتر از الفاظ خشن و نامهربانانه در تعامل با هم استفاده می‌کنند و احترام به یکدیگر جایگزین آن حرکات شده است. واقعا پیروزی کاندیدای میانه‌رو و وعده‌های او به جامعه سبب چنین آرامشی شده است؟ 
البته آنچه شما ازآن به آرامش یاد می‌کنید، من از آن تحت عنوان انتظار یاد می‌کنم. در این مدت تغییراتی اتفاق افتاده و واقعیت این است که کسی نمی‌تواند درایجاد این تغییرات شک کند. بالاخره فضای سنگین آن سال‌ها، کمی بهتر شده است ولی اینکه برای همه افراد جامعه، چنین تغییراتی اتفاق افتاده است و این تغییرات به چه میزان پایدار و عمیق است، نیاز به بحث مفصلی دارد.

  به نظر می‌رسد این تغییر رفتار و فرهنگ جامعه به تبع رفتار و گفتار دولتمردان باشد و رفتار فرهنگی جامعه هم به همین دلیل دچار تغییراتی شده است. رفتار دولتمردان و مسئولان در تعیین رفتار جامعه چه اندازه موثر است؟
وقتی که فضای عمومی برای گفت‌وگو فراهم نباشد، طبیعی است که فضای شایعه‌پردازی و شانتاژ در جامعه رواج پیدا می‌کند. در چنین فضایی ممکن است یک سری از افراد، رشد کنند و یک‌سری از افراد هم کنار بروند و منزوی بشوند اما تصور نمی‌کنم درست باشد که همه اتفاقات را به گردن دولت‌ها انداخت.

 پس چه مولفه‌هایی تاثیرگذار هستند؟
بخشی از این تغییرات فرهنگی به ساختارهای سیاسی و اجتماعی کشورمان برمی‌گردد. وقتی ما به نظام تعلیم و تربیت نگاه می‌کنیم، مشاهده می‌شود که جایی برای تمرین تعامل و تمرین گفت‌وگو در آن وجود ندارد. طبیعتا در فضای خانواده‌ها هم هیچ‌گونه تمرینی برای تعامل و گفت‌وگو در آن، وجود ندارد. حتی در فضای آکادمیکی مثل دانشگاه هم‌چنین فضایی یا شکل نگرفته است و یا اگر هم وجود داشته باشد، محدود است.
اما اکنون فضای مجازی، خلاء نبود فضای گفت‌وگو را در برخی از بخش‌ها پر کرده است. اینطور نیست؟
درست است. بخشی از این فضا هم سرریز در فضای مجازی می‌شود، فضای مجازی هم خصوصیات مخصوص به خودش را دارد. فضای مجازی یک ابزار است که بخشی از آن می‌تواند مفید باشد و ممکن است آفت‌هایی هم داشته باشد.

 در این فضای گفت‌وگو که آن را لازمه هر اجتماعی دانستید، بعضا نقدهایی مطرح می‌شود که پایان گفت‌وگو نتیجه آن است. چرا بسیاری از افراد و اقشار جامعه پذیرای نقد نیستند؟
باید به سمتی حرکت کنیم که صرف‌نظر از دولت‌ها جامعه به سمت گفت‌وگو و تعامل و نقدپذیری حرکت کند و اینکه یاد بگیریم که به نقد‌ها گوش فرا دهیم قبل از اینکه تصمیم بگیریم و واکنش نشان دهیم. گوش نکردن به نقدها آفت بزرگی است که فضای گفت‌وگو را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

 چه کسی باید این موارد را به مردم آموزش دهد؟
یک بخش آن مربوط به رسانه‌های رسمی و غیررسمی می‌شود چون رسانه‌ها دارای اهمیت زیادی در این‌باره هستند.

  تغییرات در ایران، دامنه تغییرات سینوسی بالایی دارد به طوری که می‌بینیم یک بار جامعه با تمام قوا به سمت سیدمحمد خاتمی حرکت می‌کند و پس از چند سال آرای مردمی محمود احمدی‌نژاد با تفکر کاملا متفاوت را بر کرسی ریاست‌جمهوری می‌نشاند. دلیل این دامنه تغییرات چیست و آیا باید آن را طبیعی ارزیابی کرد؟
چون راجع به این موضوع اطلاعات کافی نداریم پس نمی‌توانیم به‌راحتی درمورد آن قضاوت کنیم. درمورد اینگونه موضوعات، کارهای میدانی داریم که قابل اتکا باشد. باید دلایل گرایشات مردم در هر دوره را تحلیل دقیقی کرد. بسیاری از این مسائل حل نشده است؛ به وجود آمدن فضای جدید به این معنی نیست که جامعه و پرسشگران جواب سوالات قبلی خود را گرفته‌اند. خیر؛ اصلا اینطور نیست و هنوز برای سوالات قبلی خود جواب در خوری نگرفته است. معتقدم تا نوعی عقلانیت جمعی بر جامعه حاکم نشود، بیشتر بر اساس احساسات و تصمیمات موضعی، عمل خواهد شد که این موضوع، کاملا طبیعی است.
در برخی اوقات احساس می‌شد که پوپولیست بر عقلانیت غلبه داشت مانند همان بحث یارانه‌ها.
در زمان اجرای هدفمندی یارانه‌ها اگر برخی تصور نمی‌کردند که بگذاریم به هر شکلی که شده است پیش برود بلکه اجازه دهیم بحث و گفت‌وگو راجع به این مساله شکل بگیرد و مردم نسبت به آن آگاهی پیدا می‌کردند، طبیعی بود به این سادگی آن را نمی‌پذیرفتند. شما از یک شهروند معمولی چه انتظاری دارید که بدون داشتن آگاهی بتواند تصمیم‌گیری درستی داشته باشد. آنچه رخ داد بسیار طبیعی بود چون خیلی از افراد جامعه تصور می‌کردند که مشکلات اقتصادی آنها با اجرای طرح هدفنمندی یارانه‌ها و دریافت پول از دولت، حل خواهد شد ولی اقتصاددانان و متخصصان و فعالان سیاسی صدایشان بلند بود که واقعیت به این شکل نیست و راه خطا می‌روید اما این صدا به گوش همه مردم نرسید. چقدر از این موارد با استدلال مطرح و بیان شد؟ اگر در آن زمان فضای عمومی فضای مناسبی بود، شاهد شکل‌گیری این تصورات از سوی مردم نبودیم واگر وضعیت به همان منوال باشد باید پذیرفت که از این نوع نوسانات، زیاد خواهیم داشت.

  شاهد بودیم که آقای روحانی و دولت یازدهم، از مردم خواستند افرادی که نیازی به پول یارانه ندارند، برای دریافت آن، اسم‌نویسی نکنند ولی مردم خلاف خواست دولت عمل کردند و اکثریت آنها ثبت نام کردند. می‌توان این اتفاق را ناشی از ایجاد فاصله میان دولت با جامعه ارزیابی کرد؟
یکی از مشکلات بزرگ دولت با جامعه این است که شکافی میان آنها وجود دارد و مطالعات علمی هم نشان می‌دهد که سرمایه اجتماعی در ایران کاهش پیدا کرده است. باید دانست و توجه کرد که بخش بزرگی از سرمایه اجتماعی در ایران، اعتماد است. بخشی اعتماد مردم به مردم است و بخشی اعتماد مردم به دولت است که متاسفانه این اعتماد کاهش پیدا کرده است. وقتی که من این واکنش جامعه رادر زمان ثبت نام دیدم، بیش از اینکه به مسائل اقتصادی موضوع فکر کنم، به آن بخشش فکر می‌کردم و احساس خطر می‌کنم. باید این فاصله را به شکلی پر کنیم و دوباره اعتماد مردم را برگردانیم به نحوی که آنها اطمینان پیدا کنند که دولت‌ها دچار بحران کار‌آمدی نیستند. همچنین باید ملت را مطمئن کرد که دولتمردان افرادی سالم هستند که برای منافع ملت کار می‌کند که البته زمان می‌برد.
پس ثبت‌نام اکثریت برای دریافت یارانه بر خلاف برخی تبلیغات مبنی بر کاهش محبوبیت آقای روحانی است؟
مساله اصلا آقای روحانی یا غیر آقای روحانی نیست و همه در آن دارای سهم هستند. به عنوان مثال نسل من می‌بیند طی  سال‌ها امید بسته و خواسته حرکتی صورت بگیرد، در برخی از موارد شکست خورده است و به وضعیتی که در نظر داشته، نرسیده است؛ یعنی به پیشرفت و رفاه و زندگی معمولی و مورد انتظارش نرسیده است پس طبیعی است که عکس‌العملی داشته باشد و نباید او را مقصر دانست.

 چه باید کرد؟
مهم‌ترین کاری که برای کمتر کردن این شکاف می‌توان انجام داد، این است که رسانه‌ها آینه تمام‌نمای جامعه به مسئولین و تصمم‌گیران باشند و از آن طرف هم مردم در نهضت آگاهی‌بخشی، با ابتکارات و فعالیت گسترده‌تری حضور داشته باشند.

 گفته می‌شود آگاهی مردم را باید افزایش داد. در این راستا چگونه باید جامعه را مدرن کرد تا به اطلاعات روز دنیا آگاه شود؟
در دهه‌های اخیر با تحول پرسرعت و پرشتابی مواجه هستیم و آن را به نام انقلاب ارتباطاتی می‌شناسیم. در جهان امروز، دسترسی ما به اطلاعات، به‌طور قابل‌توجهی با آنچه در دهه‌های نخست زندگی ما مطرح بود، متفاوت است. با همه محدودیت‌هایی که بعضی از کشورها مثلا در دسترسی به اینترنت اعمال می‌کنند، ارتباطات به‌قدری گسترده و سریع شده که عملا امکان جلوگیری از دسترسی به اطلاعات، حتی برای کشورهایی که می‌خواهند آن را کنترل کنند، وجود ندارد. البته این امر فقط به اینترنت محدود نمی‌شود. گسترش و تنوع شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی خصوصی، اساسا فلسفه وجودی رسانه‌های ارتباطی را متحول کرده‌اند. امروزه رسانه‌های ارتباطی به‌جای آنکه در فکر جهت‌ دادن به ذائقه مخاطبان باشند، به‌دنبال ذائقه مخاطبان حرکت می‌کنند و مخاطب، دیگر در موضع انفعال نیست. حتی رادیو و تلویزیون‌های ملی و محلی هم توسط مخاطبانشان جهت داده می‌شوند.
 

شاهد تغییر رویکرد مردم از روزنامه به فضای سایبر هستیم. آیا این تغییرمزاج در مردم می‌تواند در نگرش فرهنگی مردم تغییر ایجاد کند؟
ملت‌هایی که روابط سنتی دارند، اعتمادشان بر اساس روابط سنتی شکل می‌گیرد. وقتی ملت‌های سنتی حرکت می‌کنند که به سمت جامعه مدرن بروند، نوع سرمایه اجتماعی آنها متفاوت می‌شود. به این معنی که آن روابط سنتی که بر اساس اعتماد شکل گرفته بود، رنگ می‌بازد و به جای آن روابط دیگری می‌نشیند؛ فضایی که به نوعی هویت ملی شهروندی در آن تعریف می‌شود. برخی از جوامع این تغییرات در آن رخ نمی‌دهد یا دیر اتفاق می‌افتد که این جوامع، دچار نقصان سرمایه اجتماعی می‌شوند چون چیزی برای جایگزینی روابط سنتی ندارند. فضای سایبر و شبکه‌های اجتماعی اگر درست استفاده شوند، می‌توانند بخشی از آن کمبود را جبران کنند.

 به فضای سیاسی برویم؛ به نظر می‌آید اصلاح‌طلبان یک حرکت منسجم برای انتخابات مجلس دهم ندارند. چگونه باید به این وحدت دست پیدا کنند؟
وحدت اگر پیرامون برنامه باشد می‌تواند یک وحدت پایدار باشد، حتی اگر یک وحدت فراگیر نباشد. اما اگر قرار باشد حول چهره‌ها شکل بگیرد، خیلی شکننده است.

 چهره‌ها در جریان اصلاحات نقش اصلی را بازی می‌کنند به نظر شما باید چه کار کرد که این باعث آسیب جریان اصلاحات نشود؟
چهره‌ها تا زمانی که زبان مردم هستند می‌توانند نقش اساسی را بازی کنند. اتفاقا به‌خصوص بعد از ماجرای سال 88 مسئله جابجایی مرجعیت‌های اجتماعی قابل رویت است. تا قبل از سال 88 مردم به دنبال چهره‌ها بودند و نگاه می‌کردند که چهره‌ها چه می‌گویند تا همان کار را انجام بدهند. ولی بعد از وقایع سال 88 این بار مردم هستند که چهره‌ها را رصد می‌کنند و نگاه می‌کنند که چه اندازه چهره‌ها با خواست‌های آنها همخوانی دارند. من همیشه گفته‌ام با تمام علاقه‌ای که مردم به چهره‌ها دارند عاشق چشم و ابروی این افراد نیستند. مردم به دنبال این هستند که مشکلاتشان حل شود و به این دلیل است که به این جریان و آن جریان روی می‌آورند. مساله مردم معیشت است و مسائل دیگر در درجه بعدی قرار دارد. هرچه سیاستمداران بتوانند خواسته‌های خودشان را با نیاز جامعه تطبیق بدهند، مردم هم به آنها روی خواهند آورد. ولی فکر نمی‌کنم هر چه سیاست‌ورزان بگویند و هر کاری که آنها انجام بدهند مردم هم همان را بشنوند و انجام بدهند. من فکر می‌کنم دوران این چیز‌ها گذشته است.

میراث بهشتی – روزنامه ایران

گفت‌وگو با دکتر علیرضا بهشتی به مناسبت سالروز شهادت مرد مظلوم انقلاب

در نگاه شهید آیت‌الله بهشتی، کرامت انسان در سایه «آزادی» و «آگاهی» محقق می‌شود

مهسا رمضانی

7 تیر ماه در تقویم ما، با شهادت روحانی‌ای گره خورده‌است که تاریخ انقلاب ایران از حضور و تلاش‌های سترگش به خود می‌بالد. حضور پر اثر آیت‌الله شهید دکتر سید محمد حسینی بهشتی، تنها محدود به قبل از پیروزی انقلاب نیست، ایشان با تصدی نهادهای کلیدی و تلاش برای تدوین قانون اساسی خدمات ارزشمندی را به جامعه ما در بعد از انقلاب نیز داشته‌است. به زعم بسیاری، شهید آیت‌الله بهشتی «فقیهی سیاستمدار» شناخته می‌شود اما باید گفت که وجوه فلسفی اندیشه‌های او، کم از وجهه سیاسی او ندارد و به این اعتبار، می‌توان او را «فیلسوفی برجسته و متفکری عمیق» خواند که همواره کوشید تا با افکار و آثار خود در رابطه با مسائل بنیادین انسان امروز روشنگری کند. شهید بهشتی پیرامون «انسان، آزادی و جایگاه آن در جامعه» بسیار دغدغه‌مند بود. از نظر او، «انسان» یکی شدن مستمر، خودآگاه و خودساز با محیط طبیعی و اجتماعی است. او بهره‌مندی از «آگاهی» و «آزادی» را  وجه ممیز انسان با سایر موجودات برمی‌شمرد. در سالگرد شهادت ایشان، با دکتر علیرضا بهشتی،‌ استاد فلسفه سیاسی همصحبت شدیم تا از او درباره «جایگاه انسان در اندیشه‌های فلسفی و الهیاتی شهید بهشتی » بشنویم. علیرضا بهشتی، پدر را متعلق به جریان «نواندیشی دینی» می‌داند و قرائت شهید بهشتی از جایگاه انسان را از کامل‌ترین دیدگاه‌ها تلقی می‌کند و معتقد است که در اندیشه شهید بهشتی وظیفه حکومت در برابر انسان‌ها فراهم‌کردن فضایی است که بدون اجبار و اکراه زمینه لازم برای «انتخاب آزادانه و آگاهانه» افراد فراهم باشد، به‌گونه‌ای که افراد خود پیامدهای انتخابگری‌شان را برعهده گیرند که در نتیجه چنین برخوردی، «شهروندانی مسئول» در جامعه‌ای مدنی خواهیم داشت. لازم به ذکر است امروز (پس از یک وقفه چند ساله) بزرگداشتی برای این عالمِ ربانی در محل «کانون توحید» با حضور چهره‌های شاخص فکری و سیاسی برگزار می‌شود.

ë به گواهی آثار و کتاب‌های شهید بهشتی  «جایگاه و کرامت انسان» همواره از دغدغه‌های ایشان  بوده‌است و در نوشته‌ها و سخنرانی‌های بسیاری، این مسأله را مورد تأکید قرار داده‌اند؛ تا آنجا که اختصاص یافتن بند ششم قانون اساسی به مبحث «کرامت انسانی» نیز مرهون تلاش‌های پیوسته ایشان است. ضرورت پرداختن به مفهوم «کرامت انسانی» از سوی شهید بهشتی از چه رو بود؟ و از چه زمانی به شکل اجرایی کلید خورد؟
جلسات اولیه مجلس خبرگان قانون اساسی از اولین پایگاه‌های طرح موضوع «کرامت انسانی» بود و همان زمان هم گروهی برای تدوین و تشریح این بحث از قانون اساسی  شکل گرفته بود که شهیدبهشتی نیز در آن حضور داشت. همواره اختلاف‌نظرهایی در رابطه با ضرورت آوردن اصول دین‌ در قانون اساسی وجود داشت، با این حال، برخی بر این باور بودند که چون با تعریف نظام سیاسی جدیدی به نام «جمهوری اسلامی» روبه‌رو هستیم، باید هم «جمهوری» و هم «اسلامی» بودن آن تبیین شود.
«جمهوریت» در تاریخ ایران تنها یکبار در انتقال قدرت از قاجاریه به پهلوی مطرح و سپس منتفی‌شد. بنابراین جمهوریت، خود مسأله‌ای جدید بود. این در حالی است که این جمهوریت توأمان با عنصر اسلامی بودن قرائتی جدید را نیز ایجاب می‌کرد که بیش از پیش بر ضرورت تبیین مبانی آن می‌افزود. از این رو،  باید ایدئولوژی نظام روشن می‌شد.
انقلاب اسلامی بیش از هر چیز بر اندیشه «گفتمان نواندیشی دینی» استوار بود. این را مستندات تاریخی به خوبی نشان می‌دهد. اما آن روزها تعداد افرادی که پیرو نواندیشی دینی محسوب می‌شدند در مجلس خبرگان و در جاهای دیگر به نسبت افرادی که از بستر تفکر سنتی برخاسته ‌بودند، بسیار کمتر بود به طوری‌که از مباحثه‌ها و مناظره‌های مجلس خبرگان به راحتی این امر قابل درک است.
طبیعی است وقتی در قرائت نواندیشانه از دین، بر اسلام به عنوان «آیین زیستن» تأکید می‌شود، باید تبیین کرد که به لحاظ اقتصادی و اجتماعی چه اندیشه‌ای در سر می‌پروراند؟ در سیاست خارجی چه حرفی برای گفتن دارد؟ و در حوزه اجتماع به چگونه‌ گرایشی تعلق دارد؟ بنابراین اینجا بود که اصول، تک به تک مطرح شد. از جمله توجه آیین اسلام به «کرامت انسانی». شاید یکی از بهترین قرائت‌ها از مفهوم کرامت انسانی را بتوان به شهید بهشتی نسبت داد که از سال‌‌ها پیش در این راستا قلم ‌زده‌بود.
ë در مبانی فکری و آثار شهید بهشتی «انسان و جایگاه او» چگونه تعریف می‌شود؟
به اعتقاد شهید بهشتی مهمترین ویژگی‌ انسان و وجه ممیزه او نسبت به سایر موجودات، «انتخابگری» است و در این زمینه دو پیش‌شرط «آزادی» و «آگاهی» را قائل است. از دیدگاه آیت‌الله بهشتی غیبت هر یک از این دو مؤلفه(آزادی و آگاهی)، ویژگی «انتخابگری» در انسان را بی‌معنا و بی‌اثر می‌کند. وی همچنین براین باور است که انسان انتخابگری که شیوه‌ زندگی‌اش را «آگاهانه» و «آزادانه» انتخاب کرده‌است، «مسئول» نیز هست و اینجا است که می‌توان به دیدگاه‌های فلسفی و الهیاتی شهید بهشتی در رابطه با انسان اشاره کرد.
شهید بهشتی در رابطه با انسان چنین تقسیم‌بندی‌هایی دارد؛ رابطه انسان با خالق هستی، رابطه انسان با خود، رابطه انسان با انسان‌های دیگر (جامعه)، رابطه انسان با طبیعت و در نهایت رابطه انسان با تاریخ                                                                                                که مبنای آن اعتقاد به منازعه مستمر بین حق و باطل است؛ اینکه عالم بر اساس حق آفریده شده و این حق الزاماتی را در حوزه «باید و نباید»ها مطرح می‌کند. بنابراین عدل و عدالت هم در اینجا معنا می‌شود و امامت، پیشوایی و رهبری جامعه در خدمت شکل‌گیری نظام عادلانه قرار می‌گیرد.
از نظر شهید بهشتی، وظیفه حکومت در برابر انسان‌ها فراهم‌کردن فضایی است که بدون  اجبار و اکراه زمینه لازم را برای «انتخاب آزادانه و آگاهانه» افراد فراهم کند به گونه‌ای که  پیامدهای این انتخاب را در قالب مسئولیت‌های مختلف بر عهده بگیرند. کرامت انسانی در ادبیاتی که دکتر بهشتی در مجلس خبرگان دنبال می‌کرد، در واقع چنین بود.
ë بر «آزادی» و «آگاهی» به عنوان دو پیش‌شرط در انتخابگری انسان اشاره کردید، چگونه می‌توان میان این دو پیش‌شرط به توازن رسید. گاه روشنفکران، نخبگان و حتی رهبران فکری برای تحقق اهداف روشنگرانه خود تا مرز محدود کردن آزادی افراد نیز پیش می‌روند، نگاه شهید بهشتی به این  مقوله چیست؟ به عبارتی، ما در آگاهی‌بخشی تا کجا می‌توانیم پیش برویم که آزادی افراد را خدشه‌دار نکنیم؟
با توجه به تحولات انقلاب ارتباطاتی، دیگر نمی‌توان هیچ حد و مرزی  برای آگاهی قائل‌شد. آیت‌الله بهشتی نیز آگاهی را از هر گونه حد و مرزی مبرا می‌دانست و معتقد بود حتی اگر بخواهیم نمی‌توانیم چنین کاری انجام دهیم. ایشان در این راستا به آیاتی (آیات اول سوره دهر یا انسان) از قرآن کریم اشاره می‌کند؛ آنجا که پیامبر اکرم(ص) برای هدایت انسان، خود را به مشقت می‌اندازد، خداوند به پیامبر(ص) می‌گوید نه می‌توانی این کار را بکنی نه مأموری که این کار را بکنی و نه ما می‌خواهیم این کار را بکنی. باید انسان‌ها خود به این انتخاب برسند و این دنیا محل آزمایش است. اگر قرار باشد که من نتوانم خطا بکنم، آزمایش چه معنایی می‌دهد؟ بنابراین در اندیشه‌های شهید بهشتی برای «آگاهی» حصری وجود ندارد و اولویت در آگاهی با آزادی است.
شهید بهشتی در این راستا در مباحث مربوط به تدوین قانون‌اساسی در مورد سانسور کتاب‌ها و کتاب‌های ضاله هم به اظهار نظر می‌پردازد و معتقد است مرزبندی میان کتاب‌های ضاله و غیرضاله آنچنان که بر آنها تأکید می‌شود، مشخص نیست بنابراین ما باید اجازه دهیم که مردم مباحث خود را مطرح کنند، بخوانند، منتشرکنند و بدانند، مگر آنجا که خلاف اخلاق باشد. همچنین دکتر بهشتی نسبت به ممیزی قبل از چاپ نیز رویکردی انتقادی داشت و آن را هم‌ردیف سانسور تلقی می‌کرد و بر این باور بود که «انقلاب نکرده‌ایم که دوباره سانسور کنیم.»
ë اشاره کردید که از نظر شهید بهشتی «آزادی» از وجوه ممیزه انسان‌ با سایر موجودات است. همان‌طور که می‌دانیم آزادی از مفاهیم پایه‌ای در مکتب لیبرالیسم نیز هست، اما متفکران مسلمان که قائل به مفاهیم اومانیستی نیستند اغلب به بازتعریف و بازخوانی این مفاهیم بر اساس حقایق اسلام می‌پردازند و شهید بهشتی از جمله افرادی است که در این راستا تلاش‌های بسیار داشته‌است. سؤال من از شما این است که «آزادی» در اندیشه آیت‌الله بهشتی چه تفاوتی با «آزادی» مورد تأکید مکتب لیبرالیسم دارد؟ به عبارت دیگر، «آزادی» در اندیشه شهید بهشتی چگونه تعریف می‌شود؟ و شاخصه‌های بنیادین آن کدامند؟
اتفاقاً شهید بهشتی بحثی راجع به لیبرالیسم دارند که متأسفانه آنچه به طور رسمی منتشر می‌شود، نیمی از آن است.  در نیمه اول، بهشتی می‌کوشد در یک بیان همه‌کس فهم بر نقاط مثبت لیبرالیسم تأکید کند، بویژه آنجا که «خودشکوفایی انسان‌ها» را مدنظر قرار می‌دهند؛ به تعبیری آنجا که آزادی تنها هدف نیست بلکه وسیله‌ای برای رشد انسان است.  بخش دوم بحث ایشان، به عیوب لیبرالیسم می‌پردازد که تنها همین بخش هم در جامعه منتشر شده‌است و به حد و مرز آزادی‌ها توجه دارد و در واقع همین‌جاست که اختلاف‌نظرها آشکار می‌شود وگرنه حتی دیکتاتورترین افراد نیز به آزادی معتقدند، اما آن را تنها برای خود و همفکرانشان مجاز می‌شمرند. بنابراین جای بحث و مناقشه اصلی با لیبرال‌ها بر سر «حد و مرز آزادی» است.  در اندیشه لیبرالی به طور کلی و در همه مکاتب (به جز آنارشیسم) حد و مرزی برای آزادی  وجود دارد. اما سؤال اینجا است که این حد و مرز بر اساس چه معیاری تعیین می‌شود؟ بخشی از آن بر اساس «مفهوم انسان» است و بخشی دیگر نیز بر اساس «اصول عقلی» است که می‌تواند آزادی را محدود کند. این اصول عقلی در لیبرالیسم که مبنای دینی ندارد، صرفاً بر اساس مبانی «عقل خودبنیاد بشری» تعیین می‌‌شود، اینجا وجه تمایز لیبرالیسم با مبانی آزادی از نگاه شهید بهشتی آشکار می‌شود. به باور شهید بهشتی، «عقل خودبنیاد بشری» نیز ارزشمند و قابل ارجاع است؛ همان طور که اسلام برای عقل مستقل از وحی هم ارزش قائل است. اما عقل بشری را همچون چراغ قوه‌ای می‌داند که در تاریکی‌ها راهگشا است. حال فرض کنید به جای چراغ‌قوه، نورافکنی قوی نیز در اختیار داشته‌باشید، عقلاً از آن بهره می‌گیرید. این نورافکن همان «وحی» است.
شهید بهشتی در کتاب «پیامبری از نگاهی دیگر» برای «عقل» و «وحی» حوزه‌‌هایی مستقل تعریف می‌کند که تنها در برخی نقاط به اشتراک می‌رسند. طبیعی است که وقتی که می‌خواهیم برای آزادی حد و مرز تعیین کنیم بر عقلانیت برآمده از وحی تکیه می‌کنیم، این در حالی است که عقلانیت برآمده از وحی در لیبرالیسم منتفی است و آنچه تحت عنوان مبانی عقلی مورد تأکید قرار می‌گیرد، «عقل خودبنیاد» بشری است. اینجا نخستین نقطه اختلاف اندیشه‌های آیت‌الله بهشتی با مبانی لیبرالیسم کلید می‌خورد.  ایراد دیگری که ایشان به لیبرال‌ها وارد می‌داند، «فردگرایی افراطی» آن است. به زعم ایشان، ما در مسأله اصالت جمع و اصالت فرد به یک اصالت آمیخته میان جمع و فرد قائل هستیم. یعنی عوامل اجتماعی را در تعیین رفتارهای شخص و در شکل‌گیری نهادهای اجتماعی نادیده نمی‌گیریم. در حالی که لیبرال‌ها بیش از حد فردگرایانه عمل می‌کنند.
ë تأکید ایشان بر چه نوعی از لیبرالیسم است؛ چراکه اخیراً متفکران لیبرالی همچون جان رالز قرائت‌های نهادگرایانه‌تری از لیبرالیسم ارائه می‌کنند که چندان هم فردگرا نیست؟
بله، اتفاقاً نسخه انگلیسی کتاب رالز در کتابخانه ایشان موجود است ولی آن زمان تازه آغاز طرح نظریات افرادی همچون رالز بود که نهادگرایانه‌تر به آزادی می‌نگریستند. تأکید ایشان بیشتر لیبرالیسم از نوع کلاسیک بود که بسیار نیز فردگرایانه است. این دو ایراد مهم را شهید بهشتی به لیبرالیسم وارد می‌دانست.
ë اشاره کردید که ایشان عوامل اجتماعی را در تعیین رفتارهای شخص نادیده نمی‌گرفتند. با این حال در آثار خود تنها محدودیت وارده بر آزادی انسانی را از ناحیه «قوانین الهی» معرفی می‌کنند و نه «جبر اجتماعی». و اتفاقاً همین جا است که با مارکسیست‌ها که معتقدند که انسان از جبر طبیعت و جبر قوانین اجتماعی مورد محدودیت قرار می‌گیرد، وارد بحث می‌شوند. پاسخ ایشان به این دیدگاه چیست؟
آیت‌‌الله بهشتی با مارکسیست‌ها در دو زمینه به‌طور مشخص اختلاف‌نظر دارند؛ نخست در همین زمینه‌ای که شما به آن اشاره‌کردید؛ بله، ایشان تأثیر اجتماع را می‌پذیرند اما نه تا آنجا که فاعلیت افراد را زیر سؤال ببرد و در این راستا به واقعیت‌های تاریخی آنجا که چهره‌ها و افراد بسیاری مسیر تاریخ را تغییر داده‌اند، ارجاع می‌دهد. از طرفی، مبانی مارکسیستی با توجه به برداشت‌هایی که ما از مفهوم انسان از دیدگاه اسلام داریم، نمی‌تواند تطابق درستی داشته‌باشد.
اختلاف دیگر شهید بهشتی با مبانی مارکسیستی آنجایی است که دولت به عنوان کارگزار انحصاری در امور اقتصادی بدل می‌شود. به زعم آیت‌الله بهشتی، تجربه تاریخی گواه مناسبی در رد این مدعا است. از طرفی، این رویکرد با مبانی دینی ما نیز سازگار نیست.
این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که اختلاف نظر آیت‌الله بهشتی با مبانی مارکسیستی به معنای موافقت با سرمایه‌داری لجام گسیخته و بی‌قاعده‌ نیست. شهید بهشتی در دو جا؛  یکی  در گفت‌وگویی که با  چریک‌های فدایی خلق (اکثریت) داشتند و دیگر در مناظره‌های تلویزیونی با چریک‌های فدایی خلق (اکثریت)، حزب توده و جنبش مسلمانان مبارز، از دولتی شدن کامل اقتصاد انتقاد کردند. از این رو وقتی اصول قانون اساسی وضع ‌شد، بر سه حوزه «دولتی»، «تعاونی» و «خصوصی» در امور اقتصادی تأکید داشتند.
ë موانع تحقق آزادی از دیدگاه شهید بهشتی چیست؟
موانع تحقق آزادی از نگاه ایشان را می‌توان به دو دسته «درونی» و «بیرونی» تقسیم کرد. نوع حکومت در جوامعی که چندان جامعه مدنی قوی ندارند، می‌تواند به عنوان یکی از موانع بیرونی آزادی ظاهر شود اما در تحقق آزادی، موانع داخلی بسیاری نیز اثرگذار ‌هستند از آن جمله نبودن فرهنگ نقد و پذیرش دیدگاه‌های مخالف است. شهید بهشتی در جایی می‌گویند لازم است رابطه مردم با عالم دینی از رابطه مرید و مرادی خارج شود و به رابطه عالم و متعلم تبدیل شود. فرقی نمی‌کند چه عالم دینی، چه استاد دانشگاه، چه روشنفکر؛ چندان با اختلاف‌نظر سازگار نیستیم. بیشتر مایلیم حرف بزنیم و بقیه گوش دهند و نباید کلامی از کلام ما بالاتر باشد. از این رو به زعم ایشان، چندان در پذیرش انتقاد و کار جمعی موفق عمل نکرده‌ایم. اینها عوامل بازدارنده‌ای است که اجازه نمی‌دهد حوزه «آزادی» و «آگاهی»‌ ما از فراخی لازم برخوردار باشد.
ë به عنوان سؤال آخر می‌خواهم بپرسم با معیارهای شهید بهشتی، حال و هوای این روزهای ما را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ در واقع می‌خواهیم بدانیم با توجه به مبانی فکری شهید بهشتی، فکر می‌کنید طی این سال‌ها چقدر به مفهوم «آزادی» از نظر شهید بهشتی و حفظ «کرامت انسانی» در نگاه ایشان نزدیک شده‌ایم؟
نمی‌توان منکر شد که پس از انتخابات 92 فضا بازتر شده‌است، هر چند نسبت به اوایل انقلاب و آنچه در قانون اساسی ترسیم‌شده فاصله‌داریم و هنوز افراد مجبورند به نوعی خودسانسوری کنند و حتی گاهی دیدگاه‌هایشان را طرح نکنند. مهمتر اینکه ابزارهای رسانه‌ها و تبلیغات جمعی به طور منصفانه در اختیار دیدگاه‌های مختلف  قرار نمی‌گیرد. نمونه بارز آن فیلتر بودن سایت «بنیاد نشر آثار و اندیشه‌های شهید آیت‌الله دکتر بهشتی» از سال 90 است اما با این همه، گشایش‌های نسبی ایجاد شده‌است. دو سال اخیر را نمی‌توان نادیده‌گرفت؛ شاهد زنده‌اش همین است که شما از چنین روزنامه‌ای می‌توانید  با من مصاحبه کنید!